بغض قلم

با تو هر جزو جهان باغچه و بستانست - در خزان گر برود رونق بستان تو مرو

سرو از این آزادتر می خواستم

باغ از این آبادتر می خواستم

شاخ شمشاد ارمغان آورده ای

شاخه ای شمشادتر می خواستم

زلفکی قدری سپردی دست باد

زلف از این بر بادتر می خواستم

صید دلها می کند چشمان تو

چشم از این صیادتر می خواستم

دل به شیرین می دهی با شرط وصل

یار از این فرهادتر می خواستم

کوه را کندی ولی بی نقش عشق

عاشقی استادتر می خواستم

نغمه هایت را فراقی کرده ای

نغمه هایی شادتر می خواستم

شعر «سالک» گرچه فریاد دل است

شعر از این فریادتر می خواستم!!


نوشته شده در شنبه 11 تیر 1390 ساعت 11:00 ب.ظ توسط شكوفه دادفرنیا نظرات |


Design By : Pichak